|
|
|
|
|
یعنی میشود؟ یعنی میشود که آدم دم تحویل سال این طور افسرده و دپ باشد؟
بیچاره مت، که با ذوق و شوق، از اول صبح داره سفره هفت سین درست میکند و غذای شب عید را آماده میکند و من هم عین برج زهر مار لم دادم روی مبل نمیدانم سالی که این طور شروع شود چطور به پایان میرسد دارم اراجیف محض مینویسم، همش هم تقصیر این بزغالست که حتی اینجا هم دست از سر ما بر نمیدارد و من باید در چنین شبی زانوی غم بغل کنم و نتوانم مایه شادی همسرم بشوم. خدایا تو همیشه تنها امید ضعیفان بودهای، مرا هم دریاب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 22:29 توسط علی
|
|
||