تبليغاتX
من پت هستم - صبح بخیر
همراه شو عزیز، همراه شو عزیز، تنها نمان به درد، کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود.

صبح بخیر، منم باز هم ، اومدم که طلوع آفتاب را در کنار تو تماشا کنم

صبح بخیر

 در اولین نگاه عاشقش شدم، اون هم فهمید و برام ناز و کرشمه کرد. ولی من عقب ننشستم، هی رفتم و هی رفتم . چه لحظاتی که تنهاییش را با من قسمت کرد در تابستان گرم و یا زمستان سرد و خشنش همه را با من قسمت کرد. من از آرزوهام براش می گفتم و اون بهتر از هر کس دیگری اون ها را می شنید. اون هم از سکوتش برام می گفت. با کمکش یاد گرفتم که نمی شود متفاوت از نمی توانم است.  می دونم اون هم من را دوست داشت چون چند بار که می تونست، جونم را نگرفت ولی نمی دانم چرا دفعه آخر که می خواستم ازش خداحافظی کنم، بی محلی کرد. تحویلم نگرفت شاید اون فهمیده بود که باید به دل تنگی خو بکنه، یعنی اون هم نیمه شبها خواب من را می بینه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 0:55  توسط علی  |