|
|
|
|
|
چه بسیارند علوم و حرفه هایی که نزد ما آدمیان به ناحق ارج و قربی یافته اند و تحصیل آنها به منزله فتح قله های سعادت و خوشبختی محسوب می گردد و بدین ترتیب پدران و مادران رویای شیرین تحصیل این علوم را برای فرزندان خود می بینند و همواره سعی در این دارند که روزی این رویا به واقعیت تبدیل شود. و بدین سبب در کشور ما روزی که دانش آموز بخت برگشته قصد انتخاب رشته را دارد، راهی جز انتخاب این گونه رشته ها ندارد، شاید که به سر منزل مقصود دست یابد. من گیج و ویچ هم خود روزی طعمه این چنین افکاری شدم، و امروز مدتهاست که در خیال خودم این گونه علوم را مورد طعن و لعن قرار می دهم و به روزگار و زمانه خود ناسزا می گویم که چرا سرنوشت مرا این چنین رقم زد. تا این که امروز با این شعر از مولانا در مثنوی روبه رو شدم که می گوید خرده کاری های علم هندسه، این همه علم بنای آخور است، بهر استیقای حیوان چند روز، بله داستان طولانی تر از اونیه که من فکر می کردم، سالهای سال است که آدمی بر روی زمین آمده، برای انجام کاری بزرگ، کاری بزرگ که آسمان نتوانست تاب بار آن را بیاورد. ولی آدمی در عوض آن کار صدها کار دیگر انجام داده است. ادامه دارد .... پس نوشت : در مورد این نوشته فرض کنید قطعه ای از کتاب فیه ما فیه را داده باشند دست یک کودک دبستانی تا از روی آن انشا بنویسد |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 23:50 توسط علی
|
|
||