تبليغاتX
من پت هستم - پرستوها در باران
همراه شو عزیز، همراه شو عزیز، تنها نمان به درد، کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود.

 

عطر طراوت بود باران
 آغوش خالی بود خک پک دامان
 اما ستوه از دست بسته
اما فغان از پای دربند
چشمان پر از ابراند یک شام تاریک
 واندر لبان خورشید لبخند
 آن یک درودی گفت بردوست
 این یک نویدی را صلا داد
تا سرب و باروت
بر ناتمام نغمه هاشان نقطه بنهاد
 عطر جوانی شست باران
آغوش پر آغوش عاشق ماند خک سرخ دامان

شعر از سیاوش کسرائی دفتر آرش کمانگیر

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 8:26  توسط علی  |