تبليغاتX
من پت هستم - اندر باب : مصائب یک فرودگاه قسمت 1
همراه شو عزیز، همراه شو عزیز، تنها نمان به درد، کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود.
توی مملکت ایران که که هستی گاهی اوقات نیاز داری که یکی بیاد بزنه روی شونه هات و بگه : هی یارو اینحا ایرانه!!!!

داستان امروز ما دو نفر هم این بود. داریم دوباره ایران را ترک می کنیم. اول که بروازها این خی کنسل می شدند گفتیم اشکالی نداره هوا بده. بعد محبور شدیم که از مهرآباد  بیشتر از ۷۵ کیلومتر بکوبیم بریم فرودگاه امام خمینی و ۳۰ هزار تومان هم ژیاده شدیم!!!!!(به خدا من املام خوبه مشکل صفحه کلیده)  سر این قضیه هم خودمون را راضی کردیم که درست میشه ولی ژشمتون بد نبینه داخل فرودگاه را که دیدم از همه ژیز ناامید شدم

رسدم خونه کامل همه ژیز را تعریف می کنم ولی خلاصه بگم که کل فرودگاه فقط یک دستشویی داشت یک ایستگاه بازرسی بدنی برا همین اونحا ۲ تا صف بود هرکدوم حدود ۱۰۰ متر که گاهی فردی وقتی نوبتش می شد می فهمید که صف اشتباه را ایستاده

   

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 17:22  توسط علی  |