تبليغاتX
من پت هستم - خانه پت و مت
همراه شو عزیز، همراه شو عزیز، تنها نمان به درد، کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود.

اینجا خانه پت و مت است. جایی که برای اولین در یک غروب ابری و غمناک به اون پا گذاشتند. تنها و غمگین، پا به جایی گذاشتند نه کسی را می شناختند و نه جایی را بلد بودند. ظاهر بیرون ساختمان هم بر غمشون افزود و هم بر دلهرشون. در حالی که خسته و کوفته از یک سفر طولانی آمده بودند متوجه می شوند که مسئول ساختمان فراموش کرده کلید را به نگهبان بسپاره.

 

 

 

 

این ها که نوشتم همه خاطرات اولین روز زندگی مشترک پت و مت بود. ولی اون ۲ تا تصمیم گرفته بودند که باهم خوشبخت بشوند. پس شروع کردند. ۱ -۲ -۳ .... تعداد روزهای خوش زندگی مشترکشون شروع کرد به بالا رفتن. شروع کردند به پیدا کردن دوست های خوب و خداییش بخت هم باهاشون یار بود. مت شروع کرد به بهتر شناختن پت و بر عکس.  و این باعث شد که اون ساختمان زشت و اون هوای گرفته ی اون غروب اول جای خودش را به ساختمانی بدهد که کلی خاطره شیرین توش هست و ...

گوش شیطون کرد، چشماش هم کور، هر دو هنوز دارند تلاش می کنند که تعداد روزهای شیرین و دوستان خوب را زیاد کنند. 

حالا چرا این همه نوشتم؟ چون دیروز اولتیماتومی که به مت داده بودم تا حقایق را در وبلاگش افشا کند تموم شده و اگر اون برف سنگین نیومده بود و به اون صورت علاف نشده بودیم من حتما افشاگری کرده بودم. پس پت جدی بگیر حرفم را!! می نویسم چه سوتی هایی دادی ها

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 15:40  توسط علی  |