|
|
|
|
|
اگر بخواهیم دقیق نگاه کنیم با کمی چاشنی بدبینی به قضیه نگاه کنیم می بینیم که اکثر آدم های موفق قرن اخیر به نحوی با این داستان در ارتباط هستند . و اما داستان : روزی جوانی بسیار باهوش و قدرتمند، در حال قدم زدن در کنار نهر آبی بود که متوجه کتابی شد که در آب شناور بود. کنجکاو شد و با کلی دردسر توانست کتاب را از آب بگیرد. اسم کتاب "اصول حرفه ای شکار دایناسور" یا “The Fundamentals of Professional Dinosaur Hunting” بود کنجکاوی جوان شدت گرفت و شروع به خواندن کتاب کرد. قلم توانای نویسنده کتاب، جوان قصه ما را مجذوب کتاب کرد. و او شروع به خواندن دقیق کتاب کرد، چند ماهی طول کشید که به متن کتاب تسلط کافی پیدا کرد و توانست تمام مثال های تئوری آن را حل کند. بعد نوبت به انجام تمرین های عملی کتاب شد ولی کار به این سادگی هم که به نظر می آید نبود. و بعد از چند سال تلاش و کوشش شبانه روزی بود که توانست تمام تکنیک ها و مهارت هایی را که کتاب معرفی کرده بود را بدست بیاورد و در این میان به نتایج جدید فوق العاده ای دست یافت که اگر توی این دوره زمانه بود حتما چند تا مقاله ژورنال از خودش در می کرد. خلاصه جوان ما تبدیل شد به یک شکارچی طراز اول دایناسور. بار و بندیل را بست و رفت به شکار دایناسور .... ادامه دارد چون کلی کار عقب افتاده دارم و باید بروم سر اون کارها، و تازه اگر نوشتن را ادامه بدهم مت پوستم را می کند و با کاه پرش می کنه، آخه امروز کلی در مذمت شیطونی و از زیر کار در رفتن حرف زدم و مت را دعوا کردم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 0:10 توسط علی
|
|
||