|
|
|
|
|
چقدر سادهام، خدایا من را به خاطر این سادگیام ببخش. خدایا من را ببخش، اگر بزرگترین نعمتهایی را که به من دادی، فراموش که چه عرض کنم، اصلا نمیبینم. خدایا تو را سپاسگزارم نه به خاطر امکانات بیشماری که من دادی، بلکه به خاطر کسی و کسانی را که در زندگی من قرار دادی تا چشمهای من را به سوی این نعمات و امکانات باز کند و باز کنند و مرا به آنجایی رسانند که دل و زبانم ناتوان از سپاس تو گردند. پسنوشت۱: ای کس بالایی، قهوی امروز قبل از ظهر خیلی چسبید. دست با تو در کمر خواهیم کرد
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 11:32 توسط علی
|
|
||