|
|
|
|
|
وقت سحر است ای طرفه پسر پر بادهی لعل کن بلورین ساغر کاین یک دم عاریت در این گنج فنا خیام |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 20:17 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
بی تو، مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید. یادم آید كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم واقعا یادت هست؟ حتم دارم، اگر اون اتفاق بد چند ساعت بعدش نمیافتاد، ما خیلی زودتر به هم میرسیدیم آسمان صاف و شب آرام باز گفتم كه: تو صیادی و من آهوی دشتم حذر از عشق ندانم
شعر از فریدون مشیری تشکر ویژه از دستنوشتههای عزیز که با پادکست زیباش من را برد به حال و هوای عاشقی و جونیم و برد دقیقا به روزی که فهمیدم احساسی که نسبت به مهتاب دارم عشق نه چیز دیگری. هر چند خیلی سعی کردم عشقم را انکار کنم، ولی عشق انکارپذیر نیست. لحظهای که عشق انکار کنیم، خودمون را انکار کردهایم.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 23:48 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
شخصی که در این ویدئو میبینید مجید نائینی هست که ترجمه خوب و قویای از مثنوی معنوی به انگلیسی انجام داده. با کمی جستجو می توانید سخنرانیهای جالب دیگر هم از او ببینید.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 9:22 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
کیست در دیده که از دیده برون مینگرد؟ کیست در گوش که او مشنود آوازم؟ از دیوان شمس |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 0:0 توسط علی
|
|
||