|
|
|
|
|
آزمایشهای سهگانه عیسی چهل شبانه روز روزه گرفت و سرانجام گرسنه شد. در آن وقت وسوسه کننده به او نزدیک شده و گفت :«اگر تو پسر خدا هستی بگو این سنگها نان بشود» عیسی در جواب گفت:«کتاب مقدس میفرماید زندگی انسان فقط بسته به نان نیست، بلکه به هر کلمهای که خدا میفرماید» آنگاه ابلیس او را به بیتالمقدس برده بر روی کنگره معبد بزرگ قرار داد و به او گفت:«اگر تو پسر خدا هستی، خود را از اینجا به پایین بینداز زیرا کتاب مقدس میفرماید: او به فرشتگان خود فرمان خواهد داد و آنان تو را بر روی دست خواهند برد مبادا پایت به سنگی بخورد.» عیسی جواب داد «کتاب مقدس همچنین میفرماید : خدای خود را امتحان نکن». بار دیگر ابلیس او را بر بالای کوه بسیار بلندی برد و تمامی ممالک جهان و شکوه و جلال آنها را به او نشان داد و گفت: «اگر پیش من سجده کنی و مرا بپرستی همه اینها را به تو خواهم داد.» عیسی فرمود:«دور شو، ای شیطان، کتاب مقدس میفرماید: باید خدای خود را بپرستی و فقط او را خدمت نمایی.» آنگاه ابلیس عیسی را ترک نمود و فرشتگان آمده، او را خدمت کردند. برگرفته از انجیل متی فصل چهارم پسنوشت۱: یکی دو روز مانده به عید، فرصتی پیش آمد که بر حسب تصادف عدهای از فعالان مسیحی ونکور را ببینم. آنها هم به رسم هدیه و عیدی ترجمه بسیار سادهای از کتاب عهد جدید را به من دادند. تازه شروع کردم به خواندن قسمتهایی از آن. پسنوشت۲: هر چند دیره اما عید Easter را به همه مسیحان تبریک میگویم. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 0:15 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستان و بزرگواران وبلاگ کتاب هایی که می خوانیم ، لطف کردند و من را در جمع خودشان پذیرفتهاند.
واقعا ممنون. به عنوان اولین مطلب، پستی در مورد کتاب « اقتصاد ایران و معمای توسعه نیافتگی » از دکتر مسعود نیلی نوشتهام که میتوانید آن را در اینجا بخوانید. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 11:36 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
بالاخره میان همه کارهایی که روی سرم خراب شده تونستم به ابتدای آخرین قسمت کتاب « مکتب در فرآیند تکامل » برسم. در آخرین صفحات این فصل کمی از کتاب نا امید شدم. نمی دانم مشکل ترجمه است یا مشکل نویسنده، ولی یک سری استدلال در آخر این فصل بود که کمی تو ذوق زن بودند بد جور اعتبار کتاب را زیر سوال می بردند. امیدوارم آخر هفته آینده به اندازه ای سرم خلوت بشود که بتوانم نسخه انگلیسی کتاب را از کتابخانه بگیرم و قسمتهایی از آن را با ترجمه مقایسه کنم |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 16:17 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
هنوز ترجیح می دهم که خودم در مورد این کتاب چیزی ننویسم. ولی چون فکر می کنم این کتاب و ترجمش نیاز به بحث بیشتر داره دو پست دیگر از نویسنده وبلاگ ملکوت را اینجا می گزارم
در ضمن توصیه می کنم که کامنت های زیر هر پست را هم بخوانید |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 11:56 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
گفته بودم، در این ایامی که ایران بودم کلی کتاب خریدم، یکی از این کتاب ها "کتاب مکتب در فرآیند تکامل،" نوشته سید حسن مدرس طباطبایی بود. ( رادیو زمانه و ملکوت مطالبی در موردش دارند) البته اصل این کتاب به زبان انگلیسی است که به فارسی ترجمه شده. با دوستم محمد، که اون هم، هم زمان من به ایران آمده بود ، رفتیم حول و حوش خیابان انقلاب تهران تا تعدادی کتاب بخریم; و این کتاب را به توصیه محمد خریدم. نکته جالب اینجا بود که هیچ کدام از کتاب فروشی ها این کتاب را در قفسه هاشون نگذاشته بودند و وقتی سراغ کتاب را می گرفتی نگاه عجیبی بهت می کردند و می رفتند تا از داخل انبارشون کتاب را بیاورند. این برخورد عجیب سوالی در ذهن من ایجاد کرد که تا موقع خواندن کتاب حل نشده باقی مانده بود. این کتاب از اون دسته کتاب هایی بود که با توجه به شرایط فعلی ایران خیلی بعید بود که مجوز چاپ بگیره و به پاش را به کتاب فروشی ها بزاره و به قول رادیو زمانه : انتشار ترجمهی فارسی کتابِ «مکتب در فرایند تکامل» نوشتهی حسین مدرسی طباطبایی با مجوز وزارت ارشاد دولتی که دریافتی آخرالزمانی از امام دوازدهم شیعیان دارد، بیشتر به طنز میماند. بیهوده نیست که دیری از انتشار آن نگذشته، مجادلات فراوانی را در حوزهی علمیه برانگیخت و نهادها و رسانههای نزدیک به حکومت مذهبی در ایران واکنشی قابل پیشبینی به آن نشان دادند. روزنامه جمهوری اسلامی در شماره روز یکشنبه یازدهم آذرماه نویسندهی کتاب را «روحانی فاسد»ی خواند که با «فریبکاری شیادانه» در نوشتهی خود کوشیده است «اصل وجود امام زمان علیه السلام را مبهم بنمایاند». اصولا کتاب سعی نکرده زیاد در مورد درست و یا غلط بودن اعتقادات شیعه صحبت کنه بلکه بیشتر به دنبال یک روایت تاریخی از قضیه است. من خودم فعلا حدود ۷۰٪ از متن کتاب را خوانده ام و مشتاقانه در حال خواندن بقیه کتاب هستم. ولی امروز در وبلاگ بسیار زیبا و خواندنی ملکوت با ۳ پست انتقادی در مورد ترجمه این کتاب مواجه شدم ،که به نظر من خواندن این پست ها برای خواننده متن ترجمه شده این کتاب بسیار لازم و ضروری است. خودم خیلی با لحن ملکوت موافق نیستم و نظر کلی(بعد از خواندن این ۳ پست) من در مورد این کتاب این است که متاسفانه در طی این ترجمه کتاب اصالت خودش را از دست داده و اون متن آکادمیک سابق نیست ولی هنوز کتاب، کتاب با ارزشی است که باید، خواندن آن را به بسیاری از افراد توصیه کرد. اگر جایی از کتاب ممیزی شده، فقط بدلیل این بوده که کتاب قابل چاپ بشود، قبول دارید که، متاسفانه ما در دوران شکوفایی چاپ کتاب به سر نمی بریم و با توجه به شرایط فعلی، سطح انتظارات کمی باید کم شود و اگر اتقادی به مترجم کتاب می شود باید در این مورد باشد که چرا صریح تر عدم وفاداری خودش را به متن انگلیسی کتاب بیان نکرده است. این هم ۳ پست از ملکوت که در بالا اشاره کردم ويرانیهای يک ترجمهی مميزی شده
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 10:44 توسط علی
|
|
||