تبليغاتX
من پت هستم
همراه شو عزیز، همراه شو عزیز، تنها نمان به درد، کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 12:26  توسط علی  | 

http://imayan.blogsky.com/1387/06/13/post-623/

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 13:42  توسط علی  | 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 9:24  توسط علی  | 

مقاله‌ای بسیار زیبا ار محمد قوچانی در شهروند امروز

در ستایش سرمایداری و یا نقدی بر سندرم توانگرستیری

«تجارت اصولا فرآیندی دموكراتیک است. در تجارت است که انتخاب معنا پیدا می‌کند و مشتری در مقام یک انتخاب‌گر می‌نشیند. تجارت فرآیندی است که در تضاد آشکار با استبداد است. خرید و فروش عملی مختارانه و به دور از جبر است. تجارتی که بر مبنای زور باشد تجارت نیست. بنا به همین ذات تجارت است که تجارت پایه سیاست می‌شود و حتی پایه صنعت می‌شود»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 11:32  توسط علی  | 


بدون شرح

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 14:5  توسط علی  | 

یک خبر کمی قدیمی مربوط به سال ۲۰۰۲ را خواندم که واقعا خون من را در خصوص ضعف اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی در ایران به جوش آورد. آقای سردار  قاطعیت را یاد بگیرید، حفاظت از دین که تساهل و تسامح سرش نمی‌شود!!

 خبر مربوط به یک آتش‌سوزی در یک مدرسه دخترانه در عربستان سعودی بود. وقتی حادثه رخ می‌دهد، پلیس سعودی وارد عمل می‌شود ولی یک مشکلی هست، پلیس‌ها همه مردند و نامحرم پس نمی‌توانند بروند به کسی کمک کنند. نه مثل این‌که یک مشکل دیگر هم هست، چه دخترهای بی‌حیایی!! واه واه، حالا مدرستون آتش گرفته، چرا بی حجاب آمدید بیرون، اصلا کی به شما اجازه داده که تنها بیرون بیایید؟(در عربستان، جماعت مونث اجازه ندارند تنها بیرون بروند.) پس پلیس همه را با کتک به داخل مدرسه در حال سوختن هدایت می‌کند مبادا کسی به حرام بیفتد. هنوز این ۲ تا مشکل حل نشده که مشکل سوم شروع می‌شود. یک مشت مرد چشم‌ چرون به بهانه نجات این دخترها می‌آیند نزدیک مدرسه که آن‌ها هم دور می‌شوند. بیچاره این پلیس‌های زحمت‌کش سعودی، کلی زحمت کشیدند تا مبادا در این حادثه کسی دچار فعل حرام شود. راستی در حواشی این خبر نوشتند که 15 تا دختر هم مردند.

متن اصلی خبر را از اینجا بخوانید من با خواندن این پست به لینک اصلی رسیدم

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:18  توسط علی  | 

فعلا هیچ ایده ای برای پست نوشتن ندارم ، پس بجاش این پست با عنوان قند پارسی را بخوانید

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 9:31  توسط علی  | 

همیشه مشکلم این بوده که وقتی شروع به وبگردی می‌کنم، خیلی سریع حساب وقت از دستم در می‌رود و کلی وقت هدر می‌دهم. امروز از طریق انار خانم با این گجت Activity Tracker آشنا شدم و سربع نصبش کردم. خیلی حال می‌دهد مخصوصا وقتی که بعد از ۱۵ دقیقه وبگردی، حوصله‌اش سر می‌ره و نق می‌زنه که برو یک کار دیگه بکن امروز من ۶ ساعت و ۱۸ دقیقه روی مقاله‌ام کار کردم و 3 ساعت و 31 دقیقه وبگردی کرده ام خدا خیرش بده این انار خانم را.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:17  توسط علی  | 

دوست عزیزی در یکی از نظرات اندر باب FITNA چنین گفت :

« سلام،
من هم فیلم رو دیدم و با نظرات شما کاملا هم عقیده ام. الآن که چند روزی از این ماجرا گذشته ، خوشحالم که اتفاق خاصی نیفتاده. جالبی این فیلم اینه که به ضد خودش تبدیل شده ، یعنی نه تو کت مسلمونا میره نه غیر مسلمونا. ولی شخصا فکر می کنم ساخت چنین فیلمایی خوبه ، چون آستانه تحمل مسلمونا رو بالا می بره ، البته منظورم افراطیاشه. الان اگر کسی تو خیابون به بودا و مسیح فحش بده ، فقط ابروی خودشو می بره. مسلمونی هم بالاخره باید به چنین درجه ای برسه»

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 20:38  توسط علی  | 

هفته گذشته و این هفته و هفته آینده، دوره فوق‌العاده پرکاری برای پت و مت بود و خواهد بود. در این میان انتخابات آمریکا هم داره شدیدا هیجان انگیز می‌شود. خیلی دوست داشتم در موردش چیزی بنویسم ولی کو وقت برای همین یک متن را از وبلاگ خانم جمیله کدیور انتخاب کردم. یا متن اصلی را بخوانید و یا ادامه مطلب را :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 23:39  توسط علی  | 

من حرفی برای گفتن ندارم، فقط خودتون ببینید :

و اگر واقعا فکر می‌کنید که فقط یک نمونه از این کپک توی دنیا وجود داره این یکی را هم ببنید

 

و خوب این اپیدمی خیلی فراگیر تر از آنی است که من فکرش را می کردم

 

منبع : وبلاگ فارسی کمانگیر

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 23:46  توسط علی  | 

پیرو برخورد خصمانه پت، با اینجانب و متهم شدن من به شکموگی (شکمو بودن)، اینجانب اقدام به خودسانسوری کرده و پست "بربری" را حذف کردم. باشد که همین 2 تا خواننده از دست نروند

تا وقت هست بروید از google cach بینید

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 18:24  توسط علی  | 

به پست نوایی نوایی  یک ویدئو از شکیلا اضافه کردم، خودم که لذت بردم
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 23:13  توسط علی  | 

لوگو جدید گوگل را که دیدم تصمیم گرفتم ببینم این یارو کیه و یک چیزی در مورد مارتین لوتر کینگ بنویسم ، 

گوگل و مارتین لوتر از سایت یک پزشک

با چند دقیقه جستجو در سایت یک پزشک پست کامل و جون داری دیدم و چون کپی کردن کاره خوبی نیست فقط لینک را می گذارم (البته عکس بالا را از ۱پزشک کش رفتم ، آقای دکتر حلال کنید )

1پزشک و روز مارتین لوتر کینگ

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 9:30  توسط علی  | 

امروز هم 2 تا وبلاگ خوب را به پیوندهای این وبلاگ فکستنی اضافه کردم، اگر حوصله دارید حتما سر بزنید.
اولی به نام یک لیوان چای داغ هست که آقای حامد قدوسی در اون مطالبی عموما مرتبط با اقتصاد و مدیریت را می نویسند. و وبلاگ دوم هم در آمریکا نام داره که من بدون اینکه توضیحی بدهم شما را شدیدا به مطالعه اون دعوت می کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 6:58  توسط علی  | 

در حال گشت و گذار بودم که در جایی با ویدئو زیر برخورد کردم.

این جمله  را هم آنجا نوشته بود

"اگر زمانتان را بیش از حد به کار کردن روی ضعفهایتان بگذرانید٬ آنچه در پایان خواهید داشت ضعفهای تقویت شده است." 
 دَن سالیوان

فکر کنم من نباید چیز بیشتری بگویم ، فقط بهتر یک باره وضعیت خودم را مرور کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 1:10  توسط علی  |