تبليغاتX
من پت هستم
همراه شو عزیز، همراه شو عزیز، تنها نمان به درد، کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 12:26  توسط علی  | 

دیشب در یک وبلاگی را می‌خواندم که می‌گفت نوشتن به زبان دوم عین درد زائیدن می‌ماند. حالا ما که احساسی از اون درد نداریم، ولی عجب دردیست این نوشتن به زبان دوم. مخصوصا اگر مثل من آدم وراجی باشید و دانش زبانیتون نتواند هم پایش بدوم. آخ که چه دردیست.

پس نوشت: من تجربه دندان درد + دسترسی نداشتن به دکتر را برای حدود یک روز داشتم. خدایش حاضرم تا نیم ساعت دیگر نوشتن و ویرایش این مقاله تمام بشود و به جاش تا سر deadline دندان درد را تحمل کنم.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 8:38  توسط علی  | 

اول قرار بود که عنوان این پست «حوصله‌ام سر رفته ۲» باشد ولی خوب حالا این شده است.

بعد هم یک سری زدم به وبلاگ اساتید علیه تقلب و یک گفتگوی نه چندان دوستانه را دیدم، بین دکتر قدسی که راه انداز این وبلاگ و حرکت با ارزش هستند و شخصی که به نام عبادی که خودش نماینده IDOSI و WASJ معرفی کرده. خودتون اگر آن پست را بخوانید منظور من را از نه چندان دوستانه می‌فهمید. این حضرت آقای دومی که ظاهرا استاد دانشگاه آزاد جویبار هم هست، کلا روی هر چی گفتگوی آکادمیک هست، را به صورت یک ضرب سفید کرده‌اند، می‌گیند نه به فرازهایی از سخنان این آقا گوش کنید:

حضرتعالی سایت مجله WASJ را فاقد کمیته علمی خواندید در حالیکه اگر شما به سایت مراجعه کنید در حال ارتقا می باشد و سایت جدید در حدود 1 ماه آینده آماده می شود.
به قول معروف بزک نمیر بهار میاد

...بنابر این طبیعی است که فعلا IF ندارد. .... این به معنای داشتن IF است. ..... آنجائیکه این مجله هنو ز IF نگرفته است...

آقا من لال بشم اگه دروغ بگم این خط بالا گزیده‌ای بود از ۲ پاراگراف متوالی جوابیه‌ی این آقا. آقا جان تکلیف ما را معلوم کن ما سوادمان به گوگل قد نمی‌دهد که خودمان برویم جستجو کنیم، خودت بگو شما Impact Factor دارید یا نه؟

خود شما جز ایراد گرفتن های شخصی و تحریک برخی افراد چه اقدامات مثبتی انجام داده اید.

این یک جمله را من قبلا از زبان یک آدم دیگر شنیده بودم، شما چی؟

سوال مطرح شده نشان دهنده عجله حضرتعالی در خصوص محکوم نمودن مجله حاضر و یا در اینده سایر مجلات است و علت این گونه حرکات از سوی شما و همکاران برای من پوشیده است. آیا شما و تیم شما مرجع دارای صلاحیت جهت هتک حرمت علمی مجلات هست

بابا پیغمبر خدا هم از مردم انتظار نداشت حرفش را بدون دلیل قبول کنند. بنده خدا دلیل که هیچی، معجزه می‌آورد کیلو کیلو!!

آیا شما باید تمام دانشمندان ایرانی را بشناسید. در صورت نیازمی توانیدمشخصات تک تک آنها را از آقای Zeeshan درخواست کنید .

کودکستان که بودیم، وقتی گند کار بالا می‌آمد می‌گفتیم من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود ... بگذریم این همین طوری به ذهنم رسید، دکتر قدسی عزیز شما به دل نگیرید، این کار، کار استکبار جهانی است که چندی پیش یکی را فرستاده بود ساختمان گوگل، اسم این آقا و همکاران ایرانیش را از توی سایت گوگل پاک کرد (البته استکبار جهانی فراموش کرده از اون تو، ایمل gmail یکی از بزرگان را پاک کنه)

سیاست جدید مجله در معرفی 2 داور توسط نویسنده است و نیز مقاله توسط داور سوم بین المللی ارزیابی و توسط داور چهارم ویراستاری می شود.

آقا اجازه!؟ می‌شه بنده خال قزی محترم را برای داوری معرفی کنم؟ قول می‌دم بدون پارتی بازی مقاله را قبول کنه تا به سهم خودش تولید علم را در کشور افزایش دهد.

 بیاییم بجای پاک کردن صورت مسئله به تقویت علمی مجلات کمک کنیم.

یک راه تقویت این دست بی آب و علف، حذف علف‌های هرزه

پس‌نوشت: جمله آخر را عصبانی بودم که گفتم شرمنده. خیلی سعی کردم مودبانه باشد. هر وقت که چیز بهتری به ذهنم رسید، عوضش می‌کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 20:20  توسط علی  | 

خوب برای داشتن پست خوب حتما لازم نیست که به مغز خسته‌ام فشار بیاورم، بوی روغن‌سوزیش همین طوری بلند شده . در عوض می‌توانم به وبلاگ‌های آشنا سر بزنم، و چیزهای جالب پیدا کنم +

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 20:7  توسط علی  | 

I've developed a simple tool to practice GRE verbal for the exam I will have in the few next weeks. The tool easily simulate the Leitner system.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 0:13  توسط علی  | 

تست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 11:49  توسط علی  | 

یهو یاد جعفر افتادم. جعفر از با مرام‌ترین آدم‌هایی بود که توی زندگی بهشون برخورد کردم. دفعه اول اون و مجید بودند که دست من را گرفتند و بردند توچال. چقدر افتضاح ارتفاع زده شده بودم   و این جعفر بود که قدم به قدم دنبالم آمد و نگذاشت من ببرم. چقدر شوخی کرد و حوصله بخرج داد. کسایی که اهل کوه رفتنند می‌دانند که آدم‌های ارتفاع زده چه اخلاق سگی پیدا می‌کنند. راستی یادم رفت بگم اون بود که من را برد خیابان منیریه ۳-۴ ساعت وقت گذاشت برام تا یک جفت کفش خوب کوه بخرم. آره این جعفر بود که پای من را به کوه باز کرد. اون بود که دفعه اول که رفتم دماوند، در مسیر بازگشت همراه من شد. اول بود که اولین توچال شبانه با اون همراه شدم و دومین شبانه‌ی توچال را با اون و بچه‌های با صفای فنی تهران توی همین ایام ماه رمضان رفتیم. چه صفایی داشت این پسر. خدایا به حق این ماه، هر کجا هست نگهدارش باش.

پس نوشت : به دلیل تذکر محمد خان: من دماوند خیلی رفتم. اما ۲ بارش به صعود کامل و موفق انجامید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 10:10  توسط علی  | 

 

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
                         وین حل معما را نه تو خوانی و نه من

                                          هست از پس پرده گفتگوی من و تو.
                                                                   چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 21:25  توسط علی  | 

http://imayan.blogsky.com/1387/06/13/post-623/

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 13:42  توسط علی  | 

دیش دیرام دیرام. دیرام دیرام دیرام

۲ تا مقاله‌هام قبول شدند. البته باید اعتراف کنم که برای یک کنفرانس ملخی فرستاده بودمشون

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 9:7  توسط علی  | 

با آرزوی بهترین‌ها!!!

آخه این هم شد آرزو؟ یک آرزو بکن که خودت هم بدونی سرو ته‌اش چیه.

 

*این آرزویی بود که بعد از خوشحال شدن در حد انفجار برای دوستی بسیار عزیز کردم

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 15:35  توسط علی  | 

http://imayan.blogsky.com/1387/06/02/post-61
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 12:27  توسط علی  |