|
|
|
|
|
گفته بودم که دچار خود خواننده بینی و خود نوازنده بینی شدم و میخواهم با گذاشتن نوای گرم و دلانگیزم هوش را سر ۴-۵ تا بینندهی اینجا ببرم. به عنوان اولین گام یاد گرفتم که چطوری یک player روی وبلاگ بگذارم. (با تشکر از وبلاگ دست نوشته ها)
راستی شعر هم از خواندهای آقای آوازهای روزانه است. این را گفتم که مبادا اشتباهی فکر نکنید صدای من اینقدر خوبه پس نوشت : ظاهرا این player ما کار نمیکند |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 11:25 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 14:5 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 13:14 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
خود شما قضاوت کنید:
Flight price :469.00$ جون مت اگه دروغ بگم اصلا اگه دروغ میگم، الهی که باباغوری بشم. اینها بهترین قیمتهایی است که پیدا کردهام برای بلیط!! | ||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 0:23 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
میدونی خیلی پیش میآد که آدم با خودش رو راست نیست، فقط یک کم باید تیز نگاه کرد تا فهمید و گرنه خودت هم نمیفهمی. حالا میدونی چرا من بوی خوب قهوه فرنچ وانیلا را توی خانه راه نینداختم؟ به لیوان نیمه پر روی میز نگاه میکنم و میخندم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 22:25 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
عجب تلنگری!!! همچین زدی که حالا حالاها باید گیج بزنم.
خیلی چاکریم، خیلی ارادت داریم خیلی خیلی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 10:6 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
برو و با جملهی لشکر سوار و پیادهات بر آنها احاطه کن و در اموال و اولاد هم با ایشان شریک شو و به وعدههای دروغ آنها را بفریب و مغرور ساز. آری وعدهی شیطان جز غرور و فریب نخواهد بود. همانا تو را بر بندگان خاص من تسلط نیست و تنها محافظت و نگهبانی خدا آنها را کافی است. آیات ۶۴-۶۵ سوره اسرا |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 18:40 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
چقدر سادهام، خدایا من را به خاطر این سادگیام ببخش. خدایا من را ببخش، اگر بزرگترین نعمتهایی را که به من دادی، فراموش که چه عرض کنم، اصلا نمیبینم. خدایا تو را سپاسگزارم نه به خاطر امکانات بیشماری که من دادی، بلکه به خاطر کسی و کسانی را که در زندگی من قرار دادی تا چشمهای من را به سوی این نعمات و امکانات باز کند و باز کنند و مرا به آنجایی رسانند که دل و زبانم ناتوان از سپاس تو گردند. پسنوشت۱: ای کس بالایی، قهوی امروز قبل از ظهر خیلی چسبید. دست با تو در کمر خواهیم کرد
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 11:32 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
خواننده آوازهای روزانه را از نزدیک ندیدم و نمیشناسم ولی چنان حس نزدیکی به این فرد میکنم (یعنی خودم را خیلی تحویل میگیرم) که برایم خودم هم خیلی عجیب است. بخوانید این شعر زیبا و این آواز زیبا را که میگه: گنجیشکِ من پر زد و رفت. ... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 10:37 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
دل میگه دلبر میاد انتظارم سر میاد پونه از خاک در میاد یارم از سفر میاد پونه از خاک در میاد یارم از سفر میاد میدونه فصل بهاره دل یارش بی قراره میدونه طاقت نداره سر راه چشم انتظاره میدونه بی آشیونم میدونه بی هم زبونم نمیخواد تنها بمونم با وفا و مهربونم گل میاد، بهار میاد میدونه دنیا سرابه
منو تنها نمیذاره میدونم
به عبارت دیگه هوراااااااااااااااااا استادم از سفر میآد دلتنگیهای من هم به پایان رسید. اگه بدونید امروز که استادم با ذوق داشت از برنزه شدن پوستش توی آفتاب گرم سانفرانسیسکو حرف میزد، چقدر شانس آوردم که حالا به جرم قتل در زندان نیستم
منصفانه بگم استادم جز، پاکارترین استادهای این اطراف است، کسی پشت سرش حرف بزنه با من طرفهها!!
راستی اصلا فکر نکنید که رابطه من و استادم مثل کارتون بالا هست.
*متن آهنگ را از سایت ایران ترانه برداشتم. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 22:52 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
پست قبلی را حذف کردم. فکر کنم دومین پستی بود که به این سرنوشت دچار شد.
به هر حال من نمیخواستم به کسی توهین کنم، ولی خدایش شما کمتر خالی ببند، تا کسی تیکه نیندازه بهت. باز هم شرمنده |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 18:35 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
رجانیوز در مقالهای مینویسد: "به عنوان نمونه مجري زن اين برنامه در برنامه روز شهادت حضرت زهرا(س)، در سؤالي از ميهمان برنامه پرسيد: مگر مردها لباس زمان صدراسلام را اكنون بر تن مي كنند كه ما زنها از چادر آن زمان استفاده كنيم؟" و طرح همچین سوال سادهای عنوان "ترویج فمینیسم افراطی" به خودش میگیرد. دارم به این فکر میکنم، چه بلایی سر این به اصطلاح طرفداران دین آمده که این طور از سادهترین سوالات میترسند؟ واقعا شباهت این آدمها با آن افرادی که در پست کپک مغزی نشان دادم چه قدر است؟ این طوری بگم واقعا تفاوتی احساس نمیکنم، شما تفاوتی احساس میکنید؟ یک ساعت است که دارم ادامه جمله آخر را مینویسم و پاک میکنم و مدام عصبانیتر میشوم، واقعا کم آوردم
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 21:44 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
ای آتش سودای تو خون کرده جگرها در گلشن امید به شاخ شجر من ای در سر عشاق ز شور تو شغبها آلوده به خونابهی هجر تو روانها وی مهرهی امید مرا زخم زمانه کردم خطر و بر سر کوی تو گذشتم خاقانی از آنگه که خبر یافت ز عشقت منبع : http://ganjoor.net
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 22:40 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
منقل هم عجب عالمی داردا! دود و دما دَریاب و دُریاب. خیلی با حالیما عجب این سیستم تشخیص دود را خنثی کردیم که دیگه جیکش هم در نمیاد |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 23:35 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
این دقیقا، همان چیزیست که شب گذشته برای من رخ داد |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 10:41 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
استادم (رسول) میگوید: خواننده وقتی میخواند و یا نوازنده وقتی مینوازد، صدایی را میشنود که در ذهنش ساخته و می خواهد که بشنود. وقتی پیشرفت میکند تازه یاد میگیرد که صدای ایجاد شده از حنجره و یا ساز را بشنود و در این مرحله است که میتواند به اشکالاتش پی ببرد و در رفع آنها بکوشد. حالا قضیه این است که فکر کنم من به این مرحله رسیدهام. چون تازه امروز بود که به معنای کلمه، تفاوت بین صدای خودم و صدای استاد شجریان را احساس کردم و همین تفاوت را هم در مقایسه صدای سازم با ساز لطفی احساس کردم |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 9:0 توسط علی
|
|
||