|
|
|
|
|
همین الان یک دوستی میل زد گفت که در مورد پست خیلی دور، خیلی نزدیک چی کار کردی؟ خوب نشد دیگه |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 18:46 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
قبل از نوشتن قسمت دوم متوجه این خبر نسبتا تازه شدم در مورد برکناری رئیس فرودگاه امام
آخه یکی بگه آخه آقای محترم تو قبل از اینکه رئیس بشی، خوب یه سر می زدی به فرودگاه ببینی داری می ری رئیس کجا بشی تا بعد این طور آبروت نره یک حرفی هم با آقای خاتمی گل که خیلی بهش ارادت دارم بزنم ، آخه چی شد که به ذهنتون خطور کرد که گذاشتید این فرودگاه زمان شما افتتاح بشه؟!؟!؟ نکنه شما هم بله؟ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 16:42 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
توی مملکت ایران که که هستی گاهی اوقات نیاز داری که یکی بیاد بزنه روی شونه هات و بگه : هی یارو اینحا ایرانه!!!!
داستان امروز ما دو نفر هم این بود. داریم دوباره ایران را ترک می کنیم. اول که بروازها این خی کنسل می شدند گفتیم اشکالی نداره هوا بده. بعد محبور شدیم که از مهرآباد بیشتر از ۷۵ کیلومتر بکوبیم بریم فرودگاه امام خمینی و ۳۰ هزار تومان هم ژیاده شدیم!!!!!(به خدا من املام خوبه مشکل صفحه کلیده رسدم خونه کامل همه ژیز را تعریف می کنم ولی خلاصه بگم که کل فرودگاه فقط یک دستشویی داشت یک ایستگاه بازرسی بدنی برا همین اونحا ۲ تا صف بود هرکدوم حدود ۱۰۰ متر که گاهی فردی وقتی نوبتش می شد می فهمید که صف اشتباه را ایستاده
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 17:22 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
هیچی معلوم نیست تکلیف ما چی! هوا خیلی خرابه و من نمی دونم روز دوشنبه ما می رویم یا نه نه رفتن را دوست دارم و نه می توانم بمانم ، برای همین فقط منتظرم ببینم چی می شود |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 12:39 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
و این فرصت پت و مت هم به پایان رسید. ۲شنبه باید دوباره بار مون را ببندیم و برویم ... . یک ماه خیلی سریع گذشت با کلی اتفاق مختلف. نوشتن همه حوادث خیلی وقت می بره. با این سرعت های اینترنت هم که نمی شه کاری کرد. پس منتظر من باشید
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 2:21 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
بدین وسیله اعلام می کنم که من زنده ام و به زودی شروع به نوشتن مجدد می کنم.
فکر کنم کلی چیز هست که باید بنویسم، اما جالبترین اتفاق حمله من به کتاب فروشی فرهنگسرا بود. این کتاب فروشی یکی از بهترین کتاب فروشی های اصفهان است و کلی کتاب درست حسابی داره. رفتم داخل فکرش را بکنید بعد از ۸-۹ ماه که هیچی کتاب نخونده بودم با کلی کتاب روبرو شدم و مثل ندید بدیده ها هی کتاب برداشتم هی برداشتم موقع حساب کردن ، فروشنده از من پرسید شما همکار ما هستید؟ تازه داستان به اینجا ختم نشد، قیمت کتاب ها شد حدود ۱۵۰ هزار تومان!!!! نتیجه اخلاقی اینکه پت بیچاره نمی دانست که قیمت کتاب در این ایام بیش از ۲ برابر ۱۰ ماه پیش شده |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت 8:7 توسط علی
|
|
||