تبليغاتX
من پت هستم

من پت هستم

همراه شو عزیز، همراه شو عزیز، تنها نمان به درد، کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود.

من رفته‌ام

در پی گفتگوهای انجام شده، نامبرده تصمیم گرفته‌است که دست از ننه من غریبم برداشته و وبلاگ‌نویسی را از سر بگیرد.

به خبری که هم اکنون به دستمان رسید توجه کنید. با تشکرات بسیار ویژه از علی آقا شیرازی صاحاب بلاگفا بابت اسکان دادن ما در این ۲ سال. از آنجا که خانه‌ی جدید ما آماده شده است شد و به زودی به آنجا اسباب کشی خواهم کرد.اسباب کشی کردیم. تشریف بیاورید خوشحال می‌شویم در خدمت باشیم.

http:/iampat.keykoja.com

و اگر هم اهل فید و خوراک و خوراک پزی و اینجور چیزها هستید از این آدرس استفاده کنید

http://feeds2.feedburner.com/keykoja/iampat

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 8:55  توسط علی  | 

نیم‌فاصله

خدایا ما را از نعمت نیم‌فاصله محروم نفرما.

آخه این نیم فاصله‌ی وردپرس کجاست؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 12:7  توسط علی  | 

آخرین خبر

در پی گفتگوهای انجام شده، نامبرده تصمیم گرفته‌است که دست از ننه من غریبم برداشته و وبلاگ‌نویسی را از سر بگیرد. همچنین در خبرها آمده است که نامبرده هفته‌ی آینده به ایران خواهد آمد برای دید و بازدید از اقوام و دوستان.

به خبری که هم اکنون به دستمان رسید توجه کنید. با تشکرات بسیار ویژه از علی آقا شیرازی صاحاب بلاگفا بابت اسکان دادن ما در این ۲ سال. از آنجا که خانه‌ی جدید ما آماده شده است شد و به زودی به آنجا اسباب کشی خواهم کرد.اسباب کشی کردیم. تشریف بیاورید خوشحال می‌شویم در خدمت باشیم.

http:/iampat.keykoja.com

و اگر هم اهل فید و خوراک و خوراک پزی و اینجور چیزها هستید از این آدرس استفاده کنید

http://feeds2.feedburner.com/keykoja/iampat

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 8:58  توسط علی  | 

ضربه آخر

ضربه آخر هم بر اندام ناتوانم وارد آمد. هر چند که داغون داغون شدم، اما از این خیالم راحت شد که دیگه این آخرین حرکتش بود. کار بیشتری عهدش بر نمیاد، دیگه نمی توانه داغونترم کند. پس حالا نوبت منه

و چقدر دلم برای جعفر و نیما تنگ شده!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 10:40  توسط علی  | 

Now more news

What is that life in which you do not have any impossible dreams

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 13:4  توسط علی  | 

خواب در چشم ترم می شکند

خواب در چشم ترم می شکند

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 1:43  توسط علی  | 

پایان یک رویا

رویای سالیان سال من با تلخی به پایان رسید.

[خط فاصله]

آقایون خانم‌ها، خیلی ممنون که همدردی کردید و نگران شدید و خاطر جمع باشید که پت و مت هنوز باهمند و هوای هم را دارند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 13:50  توسط علی  | 

In another week

In another week

خیلی بچه‌ام، خیلی کم طاقت. قمار کردم،قمار بزرگی روی زندگی خودم و زندگی مهتابم. تاس داره هنوز می‌چرخه و می چرخه ولی چیزی نمانده که بیاد روی میز، من هم هر چی داشتیم رو کردم، هم از مال خودم هم از مال مهتابم. دقیقا SHOW HAND کردم. حالا دارم کم طاقتی می‌کنم. آخه چرا این قدر کم طاقتی. جوجه، جوجه ، خیلی بچه ای

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 13:38  توسط علی  | 

In another week

In another week

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 13:2  توسط علی  | 

فعلا کمی خدانگهدار

دریا صبور و سنگین می خواند و می نوشت

من خواب نیستم
                        خاموش اگر نشستم
                                                     مرداب نیستم

روزی که برخروشم و زنجیر بگسلم
                                              روشن شود که آتشم و آب نیستم

 

فکر کنم از فریدون مشیری

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 17:53  توسط علی  |