من رفته‌ام

باز هم جایم عوض شد و حالا در http://iampat.net/blog/persian/  هستم. 

-----------

در پی گفتگوهای انجام شده، نامبرده تصمیم گرفته‌است که دست از ننه من غریبم برداشته و وبلاگ‌نویسی را از سر بگیرد.

به خبری که هم اکنون به دستمان رسید توجه کنید. با تشکرات بسیار ویژه از علی آقا شیرازی صاحاب بلاگفا بابت اسکان دادن ما در این ۲ سال. از آنجا که خانه‌ی جدید ما آماده شده است شد و به زودی به آنجا اسباب کشی خواهم کرد.اسباب کشی کردیم. تشریف بیاورید خوشحال می‌شویم در خدمت باشیم.

http:/iampat.keykoja.com

و اگر هم اهل فید و خوراک و خوراک پزی و اینجور چیزها هستید از این آدرس استفاده کنید

http://feeds2.feedburner.com/keykoja/iampat

نیم‌فاصله

خدایا ما را از نعمت نیم‌فاصله محروم نفرما.

آخه این نیم فاصله‌ی وردپرس کجاست؟

آخرین خبر

در پی گفتگوهای انجام شده، نامبرده تصمیم گرفته‌است که دست از ننه من غریبم برداشته و وبلاگ‌نویسی را از سر بگیرد. همچنین در خبرها آمده است که نامبرده هفته‌ی آینده به ایران خواهد آمد برای دید و بازدید از اقوام و دوستان.

به خبری که هم اکنون به دستمان رسید توجه کنید. با تشکرات بسیار ویژه از علی آقا شیرازی صاحاب بلاگفا بابت اسکان دادن ما در این ۲ سال. از آنجا که خانه‌ی جدید ما آماده شده است شد و به زودی به آنجا اسباب کشی خواهم کرد.اسباب کشی کردیم. تشریف بیاورید خوشحال می‌شویم در خدمت باشیم.

http:/iampat.keykoja.com

و اگر هم اهل فید و خوراک و خوراک پزی و اینجور چیزها هستید از این آدرس استفاده کنید

http://feeds2.feedburner.com/keykoja/iampat

ضربه آخر

ضربه آخر هم بر اندام ناتوانم وارد آمد. هر چند که داغون داغون شدم، اما از این خیالم راحت شد که دیگه این آخرین حرکتش بود. کار بیشتری عهدش بر نمیاد، دیگه نمی توانه داغونترم کند. پس حالا نوبت منه

و چقدر دلم برای جعفر و نیما تنگ شده!!

Now more news

What is that life in which you do not have any impossible dreams

خواب در چشم ترم می شکند

خواب در چشم ترم می شکند

پایان یک رویا

رویای سالیان سال من با تلخی به پایان رسید.

[خط فاصله]

آقایون خانم‌ها، خیلی ممنون که همدردی کردید و نگران شدید و خاطر جمع باشید که پت و مت هنوز باهمند و هوای هم را دارند

In another week

In another week

خیلی بچه‌ام، خیلی کم طاقت. قمار کردم،قمار بزرگی روی زندگی خودم و زندگی مهتابم. تاس داره هنوز می‌چرخه و می چرخه ولی چیزی نمانده که بیاد روی میز، من هم هر چی داشتیم رو کردم، هم از مال خودم هم از مال مهتابم. دقیقا SHOW HAND کردم. حالا دارم کم طاقتی می‌کنم. آخه چرا این قدر کم طاقتی. جوجه، جوجه ، خیلی بچه ای

In another week

In another week

فعلا کمی خدانگهدار

دریا صبور و سنگین می خواند و می نوشت

من خواب نیستم
                        خاموش اگر نشستم
                                                     مرداب نیستم

روزی که برخروشم و زنجیر بگسلم
                                              روشن شود که آتشم و آب نیستم

 

فکر کنم از فریدون مشیری